• دوشنبه ۲۸ شهریور ماه، ۱۳۹۰ - ۱۶:۳۹
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 906-6487-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

به همت گروه ادبيات سلسله نشست‌هاي عصر كتاب؛

كتاب «ابتدانامه» مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد

 

كتاب "ابتدانامه"، اثر سلطان‌ولد، به تصحيح محمدعلي موحد، فردا در سالن اجتماعات كتابخانه سهروردي، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.

 

مديرگروه ادبيات سلسله نسشت‌هاي عصر كتاب ضمن اعلام اين خبر به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان، گفت: بها‌ء‌الدين محمد، مشهور به سلطان ولد، فرزند بزرگ مولانا جلال‌الدين محمد بلخي است و مولوي نام و لقب پدرش را به فرزندش اعطاء كرده است. سلطان ولد به تصريح جامي در نفحات‌الأنس در سال 623 هجري  چشم به جهان گشوده و به سال 712 هجري  و در 89 سالگي خرقه تهي كرده است.

 

سعيدرضا بيات با اشاره به آثار سلطان ولد، افزود: «ابتدا نامه»، نخستين مثنوي از مثنوي‌هاي سه‌گانه سلطان ولد است كه در وزن حديقه سناي و به سال 690 هجري سروده شده است. اين منظومه، اولين‌بار به تصحيح مرحوم جلال همايي و در سال 1315 شمسي با مقدمه‌اي ارزشمند ولي با حذف ابيات تركي به چاپ رسيد.

 

وي با بيان اينكه سلطان ولد، از نظم اين كتاب دو هدف عمده داشت كه همانا ضبط تاريخ مولويان و انتقال تعاليم و آيين اين سلسله به آيندگان مي‌باشد، تصریح کرد: در اواخر كتاب، حدود 90 بيت به زبان تركي و 27 بيت به زبان يوناني آمده است. سروده‌هاي تركي سلطان ولد اگر ارزشي دارد از آن جهت است كه به قول "گيبگ" از نخستين و مهم‌ترين نمونه‌هاي نظم تركي غربي به شمار مي‌آيند، هر چند كه سلطان ولد خود چندين بار اعتراف مي‌كند كه تركي را خوب نمي‌داند.

 

اين مدرس دانشگاه، خاطرنشان كرد: پژوهش‌گران در مجموع از منظومه‌هاي سلطان ولد 367 بيت تركي استقصاء كرده‌اند.

 

وي، ابتدانامه را يك مثنوي تاريخي با بيش از 9 هزار بيت معرفي كرد كه موضوع آن شكل‌گيري مولويان و احوال بعضي كسان مربوط به اين طريقت است.

 

بیات، ادامه داد: سلطان ولد، در ديباچه آخرين مثنوي‌اش (انتهانامه) كه بر وزن مثنوي مولانا ساخته است، به معرفي سه مثنوي خويش مي‌پردازد و مي‌نويسد: اولين مثنوي خود (ابتدانامه) را در احوال مولانا، شمس، صلاح‌الدين و حسام‌الدين نوشتم. دومين مثنوي (رباب‌نامه) را در وزن مثنوي مولانا به بحث درباره رباب و وعظ و اندرز پرداختم. سومين دفتر (انتهانامه) را براي آن ساختم كه سالكان راه به پيروي نفس و شيطان، گردن ننهند.

 

وی خاطرنشان كرد: سلطان ولد، نخستين مثنوي خود را «مثنوي ولدي» خوانده است، ولي به دليل اينكه ابتدانامه، نخستين سروده این سراينده است و مطلع آن با كلمه «ابتدا» آغاز مي‌‌شود و به قياس مثنوي ديگر او كه «انتهانامه» است، بعدها آن را «ابتدانامه» خوانده‌اند و سرآغاز مثنوي چنين است: "ابتدا مي‌كنم به نام خدا / موجد عالم فنا و بقا".

 

بیات با بيان اينكه كتاب ابتدانامه، براي بازكاوي ظهور شمس و اتصال او با مولانا و ترك قونيه و شام كردن شمس تبريز اهميت بسيار دارد، گفت: مثنوي دوم سلطان ولد، «رباب‌نامه» است كه در تقليد از مثنوي پدر و در همان وزن مثنوي مولوي سروده شده است و چون با نام ساز رباب آغاز مي‌شود، رباب‌نامه‌اش ناميده‌اند. اين كتاب در سال 59 به تصحيح "علي سلطاني گرد فرامرزي" منتشر شده است. رباب‌نامه، مشتمل بر 7745 بيت فارسي، 35 بيت عربي و 22 بيت به زبان يوناني و همچنین 157 بيت تركي می‌باشد.

 

وي افزود: مثنوي سوم سلطان، مثنوي عرفاني «انتهانامه» است كه مشتمل بر حدود 8 هزار بيت مي‌باشد و به سال 76 به تصحيح «حمدعلي خزانه‌دارلو» به چاپ رسيده است.

 

اين مدرس دانشگاه، تصريح كرد: به غير از سه مثنوي نام‌برده، از سلطان ولد ديوان شعري هم به‌جا مانده است كه مشتمل بر 925 غزل و قصيده به همراه 455 دوبيتي كه مجموعاً 12 هزار و 500 بيت را در بر مي‌گيرد كه از آن ميان 9 شعر به عربي، 15 شعر به تركي و باقي به فارسي است. ديوان سلطان ولد به تصحيح حامد رباني و مقدمه سعيد نفيسي در سال 38 به چاپ رسيده است.

 

عضو رسمي فرهنگستان زبان و ادب جمهوري‌آذربايجان با پرداختن به جايگاه شاعري سلطان ولد، گفت: او شاعر چيره‌دستي نيست و خود نيز بر اين امر اقرار دارد. آنجا كه مي‌گويد: "شعر چه باشد بر من، تا كه بلافم زان فن / هست مرا فن دگر، غير فنون شعرا". ولي صراحت انديشه وی مورد تقدير است. او در بند قافيه انديشي و زيبايي سخن نيست و مرادش از سخنوري، ارائه معنا است.

 

وي با بيان اينكه سلطان ولد در هر سه مثنوي، روشي تكراري در عرضه مطالب دارد، افزود: او در هر گفتار خود نخست رأي خود را به نثر مي‌نويسد، سپس يك يا چند نكته عرفاني را به كمك آيات و احاديث تفسير مي‌كند بعد آنها را به نظم مي‌كشد.

 

بيات، كتاب «معارف» را تنها كتاب به نثر «بهاء ولد» برشمرد و گفت: در اين كتاب از 56 بخش كوتاه و بلند تشكيل شده است و به لحاظ نثر تحت تأثير مقالات شمس و فيه‌مافيه مولانا است و نشان مي‌دهد كه ولد در مقام خطيب و واعظ، تبحري خاص داشته است.

 

وي خاطرنشان کرد: به نظر مي‌رسد كه اگر بهاء ولد همه اهتمام خويش را صرف نثر مي‌كرد، پايگاهي رفيع‌تر از آنچه اكنون دارد، احراز مي‌نمود. در واقع اگر چه تقليد، از خلاقيت او كاست، ولي پيروي راه بزرگاني چون سنايی، عطار، شمس و مولانا، سلطان‌ولد را چشم و چراغ مولويان ساخت.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: