• شنبه ۲۴ تیر ماه، ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۴
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 964-4787-5
  • خبرنگار : 28008
  • منبع خبر : ----

وقتی عشق به ولایت، انگیزه مهم جهاد در راه خدا می‌شود


حمید عاشق امام خمینی بود و عشق به ولایت را انگیزه گرایش خود به سوی جهاد و مبارزه می‌دانست.

 

به گزارش ایسنا، منطقه زنجان، حمید فرمانده گردان بود، بی‌آنکه لحظه‌ای از مقام خود سوء استفاده کند. به نیروهای تدارکات گفته بود: وقتی غذا و وسایل می‌آورند ابتدا به نیروها بدهند و بعد به مرکز فرماندهی بیاورند. بارها در حال واکس زدن پوتین‌ نیروهای تحت امرش دیده شده بود. نماز‌های شبانه حمید زبانزد خاص و عام بود.

 

در شهریورماه سال ۱۳۴۱ در زنجان متولد شد. پدرش نقاش بود. حمید در نزد مادربزرگش به فراگیری قرآن و احکام اسلامی پرداخت. دوره ابتدایی را در دبستان فردوسی (شهید چمران فعلی) در سال‌های 48 تا 54 گذراند. به خاطر بازی‌گوشی در سال دوم دبستان مردود شد. پس از پایان دوره ابتدایی به مدرسه راهنمایی توفیق رفت و با پشت سر گذاشتن این دوره در دبیرستان ارفعی دیپلم گرفت.

 

با پیروزی انقلاب اسلامی، حمید به همراه چند تن از دوستانش چوب‌دستی می‌ساختند و در مقابله با نیروهای گارد شاهنشاهی از آن‌ها استفاده می‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب همزمان با تحصیل در پایگاه ۲۱ شهید مطهری فعالیت می‌کرد و به کلاس‌های مذهبی می‌رفت و در درس حاج شیخ آقاخانی و آقای متقی حاضر می‌شد.

 

بعد از پایان دوران دبیرستان و اخذ دیپلم، حمید به مدت کوتاهی به عنوان حسابدار در شهرداری مشغول به کار شد. با شروع جنگ تحمیلی از شهرداری کناره‌گیری کرد و به بسیج پیوست و پس از گذراندن دوره آموزش نظامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. در این زمان به حمید پیشنهاد شد آن پاسبان‌هایی را که تو را دستگیر و شکنجه کردند شناسایی کند، گفت: آن زمان آن‌ها اختیار داشتند هر کاری می‌کردند. اگر قرار باشد من هم در این زمان که اختیار دارم آن‌ها را به مجازات برسانم چه فرقی با آن‌ها دارم.

 

حمید پس از گذشت مدت کوتاهی از ورود به سپاه به فرماندهی گردان منصوب شد. آغاز فعالیت حمید در سپاه با ایجاد ناامنی در کردستان همزمان بود. او برای مقابله با ضدانقلاب به کردستان رفت و مدتی با آن‌ها جنگید. بعد بازگشت و در پایگاه‌های شهید دستغیب، امیرالمومنین (ع) و حسینیه به خدمت مشغول شد. او مدتی بعد دوباره به کردستان رفت و حماسه‌های زیادی از خود به یادگار گذاشت. یک ماموریت چند ماهه به جبهه جنوب رفت. پس از این ماموریت بار دیگر به کردستان رفت و تا لحظه شهادت در این منطقه ماند.

 

حمید در طول دوران حضور در مناطق جنگی دو بار مجروح شد؛ یک بار از ناحیه پا و بار دیگر از ناحیه دست و سینه، ولی هیچ یک از این صدمات او را از جبهه و جنگ غافل نکرد. اغلب افرادی که با حمید در ارتباط بودند دو صفت بارز برای او برمی‌شمردند: اول نظم و انظباط، دوم شجاعت. یکی از هم‌رزمانش می‌گوید: او به قدری شجاع بود که هرگز از دشمن نمی‌هراسید و نترسید. روزی ما را به نزدیکی عراقی‌ها برد به نحوی که حس می‌کردیم هر لحظه ممکن است به اسارت عراقی‌ها درآییم.

 

حمید علاقه شدیدی به امام حسین (ع) داشت، طوری که هر سال در روز عاشورا به رسم زنجانی‌ها در جبهه هلیم می‌پخت و بین رزمندگان توزیع می‌کرد. حمید احدی به همراه چند تن از دوستانش از جمله محمد رضایی از اولین کسانی بودند که مراسم زیارت عاشورا را در زنجان به راه انداختند و در پایگاه‌های این شهر به تدریس اصول عقاید و قرآن پرداختند. به یاد امام حسین (ع) این بیت از شعر را در پشت ماشین خود نوشته بود:

 

از حسن روی یوسف دستی بریده بودند / از حسن دلبر ما سرها بریده باشد

 

در عملیات بدر، گردان امام سجاد (ع) تحت فرماندهی حمید احدی یکی از گردان‌های خط شکن بود و در یکی از سخت‌ترین محورها عمل می‌کرد. احدی در کنار پل شناور اسکله غسل شهادت کرد. سپس در حدود ساعت ۳ بعد از ظهر به سنگر رفت و چون ناهار نخورده بود، مقداری برنج سرد خورد و برای شناسایی به خط مقدم رفت که در اثر اصابت ترکش گلوله توپ به صورتش، به شهادت رسید.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: