• چهارشنبه ۹ اسفند ماه، ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۸
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 9612-9814-5
  • خبرنگار : 28009
  • منبع خبر : ----

وقتی «شوهرآزاری» در پستوی خانه پنهان می‌ماند؛

آیا هنوز زنان، قربانی اصلی خشونت‌های خانوادگی هستند؟


یک روان‌شناس گفت: بر اساس اعلام رسمی پزشکی قانونی کشور، در سال 1393 به پرونده بیش از ‌1500 مرد رسیدگی شده بود که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.

 

بهروز شادمان در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه زنجان، با تاکید بر این‌که برخورداری از سلامت روان یکی از شرایط لازم و آمادگی‌های پیش از ازدواج به شمار می‌رود و زوجین قبل از اقدام به ازدواج باید از سلامت روان نسبی برخوردار باشند، اظهار کرد: متاسفانه در برخی از فرهنگ‌ها و ازدواج‌های سنتی این اصل نادیده گرفته می‌شود و دختران و پسرانی که سلامت و آمادگی روانی کافی ندارند، به امید کسب و ارتقای سلامت روان ازدواج می‌کنند و البته این امر در جامعه امروزی که مردان عوامل متعدد استرس‌زا را تجربه می‌کنند دور از انتظار است.

 

این روان‌شناس با بیان این‌که کودک‌آزاری، زن‌آزاری و مردآزاری از دیرباز وجود داشته و در شرایط زمانی و فرهنگ‌های مختلف، کم و کیف متفاوتی از خود نشان داده است، ادامه داد: از بین موارد مختلف آزار، به دلیل ویژگی و نقش مردان در جامعه و خانواده، مردآزاری کمتر مطرح بوده و مورد استفاده واقع شده است. برای نخستین ‌بار سال 93 بود که گزارش‌هایی درخصوص شوهر‌آزاری از سوی پزشکی قانونی منتشر شد و بدون شک این آمار طی چند‌ سال گذشته افزایش یافته است.

 

وی افزود: در جامعه‌ ما با وجود تغییر و تحولات شگرف فرهنگی و اجتماعی، همچنان مردها به‌ عنوان عنصر اصلی و قابل اتکای خانواده شناخته می‌شوند و متاسفانه مردآزاری و رشد آن طی چند سال اخیر در اذهان عمومی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به‌خصوص وقتی هنوز به غلط زنان قربانیان اصلی خشونت‌های شکل‌گرفته در بستر خانواده مطرح می‌شوند. غافل از این‌که بدکارکردی خانواده‌ها می‌تواند هرکدام از اعضای خانواده را مورد آزار قرار داده و قربانی کند.

 

شادمان تصریح کرد: در این بین حتی اگر باورش سخت یا کمی خنده‌دار باشد، می‌توان مردآزاری را به کودک‌آزاری و زن‌آزاری که برخاسته از خشونت‌های درون خانواده است اضافه کرد و در واقع اگر بگوییم که مردآزاری نسبت به آن دو پیشی گرفته است زیاد بی‌راه به نظر نمی‌رسد. با این وجود برای اظهار نظر دقیق در رابطه با این موضوع و آن‌چه در بطن جامعه می‌گذرد، لازم است که تحقیقات گسترده‌ای صورت بگیرد.

 

این مشاور با بیان این‌که به نظر می‌رسد مردان متاهل در مقایسه با مردان مجرد از سلامت روان بالاتری برخوردار باشند، خاطرنشان کرد: در تعریف سلامت روان می‌توان به داشتن احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض‌های مزمن روانی اشاره کرد. این در حالی است که بهره‌مندی از بهداشت روان می‌تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد و از طرف دیگر سلامت جسم نیز در دستیابی به احساس آرامش و امنیت درون و سلامت ذهن و روان نقش اساسی دارد.

 

وی همچنین با بیان این‌که برقراری تعادل در امور زندگی از اصلی‌ترین پایه‌های دستیابی به سلامت روان به شمار می‌رود، یادآور شد: در واقع فرد باید بتواند بین همه ابعاد زندگی خود از جمله كار و تفریح، تنهایی و معاشرت، درآمد و هزینه تعادل برقرار کند. علاوه بر این، برخورداری از تغذیه مناسب و استراحت کافی می‌تواند در ایجاد سلامت جسم و روان بسیار مؤثر باشد.

 

شادمان افزود: در شرایط سخت و طاقت‌فرسای زندگی امروزی که پر از استرس است، افراد باید از این توانایی برخوردار باشند كه استرس‌‌ها را به عنوان یكی از واقعیت‌‌های زندگی بپذیرند و به جای نادیده گرفتن یا فرار از مشكلات و مسائل زندگی، آن‌ها را حل و فصل کنند. علاوه بر این، افزایش انعطاف‌پذیری و توانایی لذت بردن از زندگی نیز باید به جد مد نظر مردان، علی‌الخصوص مردان متاهل باشد. یعنی فرد بدون داشتن هرگونه تعصب، نظرات دیگران را بشنود و برای رسیدن به موفقیت، راه‌های مختلف را بررسی و بهترین راه را انتخاب کند.

 

این روان‌شناس با تاکید بر این‌که مردان باید به جای نگرانی از آینده و یا حسرت خوردن برای گذشته، تلاش کند تا در زمان حال زندگی كند، گفت: متاسفانه امروزه مردان به دلایل متعدد و استرس‌های زیاد، فرصت کمتری برای برقراری ارتباط با دیگران و حتی با همسر و فرزندشان دارند که این امر موجب ایجاد فاصله و جدایی عاطفی بین اعضای خانواده می‌شود. یكی از راه‌های رسیدن به سلامت روان این است كه افراد، ارتباطات خود را بیشتر كرده و مهارت همدلی را در خود بیافزایند، یعنی این که بتوانند دنیا را از زاویه نگاه  دیگران ببینند.

 

وی با بیان این‌که مردان برای این‌که تکیه‌گاه خانواده باشند، باید روح و روانی آرام و به دور از استرس داشته باشند، تاکید کرد: برای رسیدن به نشاط و آرامش در زندگی لازم است که انسان در فلسفه وجودی خود و خلقت جهان هستی تفکر و تأمل کند. بنا به قول ویکتور فرانکل، اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی‌اش می‌تواند با معنا باشد. همچنین انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی یا دوست داشتن دیگران می‌بیند و در بحبوحه مشکلات است که می‌تواند به این معنا دست یابد. با این وجود متاسفانه خیلی از مردان قربانی خشونت‌های خاموش اعم از روانی، جنسی و حتی فیزیکی می‌شوند و در سکوت مرگباری سر از زندان‌ها در آورده، دچار اعتیاد و یا درگیر اختلافات خانوادگی و طلاق می‌شوند و این مساله همه اعضای خانواده و جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

شادمان افزود: در نهایت این‌طور به نظر می‌رسد که در دنیای پرتلاطم امروز و در جایی که با یک سرنوشت غیرقابل تغییر روبرو می‌شویم چاره‌ای نداریم جز این‌که نوع برخورد با رنج‌های پیش رویمان را تغییر دهیم. مثلاً در برابر یک بیماری غیرقابل درمان، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده و ... باید زندگی را معنا کنیم و به خداوند پناه یبریم. در غیر این‌صورت ممکن است با انواع رنج‌های مخرب دست و پنجه نرم کنیم و به بیماری‌های روحی و از هم پاشیدگی انسجام خانوادگی دچار شویم.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: