• چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه، ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۵
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 981-17714-5
  • خبرنگار : 28003
  • منبع خبر : ----

/یادداشت روز/

خوش به حال‌مان که جوان هستیم


خوش‌به حالم که جوان هستم و می‌توانم از ته دل بخندم، بدوم با دوستانم خوش و بش کنم هر چیزی که دوست دارم بدون محدودیت پزشکی بخورم و در یک کلمه جوانی کنم، خوش‌به ‌حالم که جوان هستم.

 

به گزارش ایسنا، منطقه زنجان، «قدر جوانی‌ات را بدان» را سعی می‌کنم آویزه گوشم کنم. به دنبال کسب مهارت رفته‌ام و در کنار آن به آرزوی پدر و مادرم که مهندس شدنم هست. گوشه چشمی دارم تا خدای ناکرده کسی از دستم دلخور نباشد. از 20 سالگی روی پای خود ایستاده‌ام و وابستگی مالی بسیار کمی به خانواده دارم. ورزش کردن جزو کارهای روزانه‌ام است و شب‌ها قبل از خواب حتما دو صفحه کتاب مورد علاقه‌ام را می‌خوانم.

 

خوش به حالم که جوانم، چون در این روزها است که همه به من اعتماد کرده‌اند و کارهایی را که نمی‌توانند، به من می‌سپارند. مثلا پدر دیگر کاری به خرید خانه ندارد و این مسئولیت را بر عهده من گذاشته، در دانشگاه هم در انجمن‌های مختلف عضو هستم و در حال حاضر در حال اقتصادی کردن یکی از پروژه‌ها هستیم که به تولید انبوه برسد. آنقدر مسئولان دانشگاه به ما اعتماد دارند که مسیرهای کار را برای‌مان باز گذاشته و مثل قبل‌ترها مقالات ما به اسم برخی اساتیدمان ثبت نمی‌شود.

 

خوش ‌به ‌حالم که جوانم، این روزها در محله ما اکثر کارهای دسته‌جمعی و برنامه‌های ایده‌پردازی برای داشتن محله‌ای خوب به ما سپرده شده و ما هر هفته با دوستان‌مان دور هم جمع می‌شویم تا برنامه‌ریزی لازم را در این حوزه داشته باشیم. باورتان نمی‌شود چه تغییراتی در محل رخ داده و بزرگ‌ترها را در حیرت فرو برده‌ایم. این روزها روزهای خوبی برای همه ما شده است.

 

خوش به حالم که جوانم، چون چند جایی که طرح‌های گروه را برای اجرایی شدن برده‌ایم همه مدیران با آغوش باز از ما استقبال کرده‌اند و علی‌رغم اینکه سنی از آن‌ها گذشته ولی هر بار می‌گویند ما هم جوان بودیم و حال شما را درک می‌کنیم و به همین خاطر از ما حمایت می‌کنند، شاید باور نکنید حتی منابع مالی هر چند محدود در اختیارمان قرار داده‌اند و می‌گویند شما بدون دغدغه کار کنید چون کشور به شما نیاز دارد.

 

خوش به حالم که جوانم، چون این روزهای حس‌های عجیب و غریبی را دارم تجربه می‌کنم. مادر می‌گوید در زمان ما به این حس عشق می‌گفتن. شاید واقعا عاشق شده‌ام و دوست دارم سر و سامانی به زندگی‌ام بدهم. مشکل مسکن که تا حدودی حل شده و با کارهایی که در دانشگاه و بیرون از آن به ما محول می‌کنند تا حدودی می‌توانیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم، پس باید به فکر یک زندگی ساده در کنار هم باشیم. خدا را شکر حمایت‌ها کامل و دغدغه‌ها برای این کار کم است.

 

خوش‌ به حالم که جوان هستم و هنوز بارقه امید در وجودم هست و خوش‌ به حال‌مان که جوان هستیم و هنوز می‌توانیم رویاهای‌مان را بنویسیم تا همه بدانند که چه رویاها و آرزوهای دست یافتنی در سر داریم. راستی خوش‌ به حال‌مان که یک روز به نام ما نام‌گذاری شده است.

 

مریم نوری ـ خبرنگار ایسنا (منطقه زنجان)


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: